هرگز مادرش نباشید ُچون خودش یکی داره که عالیه
زنش -عاشقش -شریکش - دوستش و معشوقش باشید
مقرراتی برای شوهر ها :
یه دنباله لباس پشت سرتان به جا نگذارید
تو هنسل نیستی که با یه دنباله لباس ُبرای گرتل تا خونه رد پا
بذاری!وسایلتو جمع کن
هرگز مادرش نباشید ُچون خودش یکی داره که عالیه
زنش -عاشقش -شریکش - دوستش و معشوقش باشید
مقرراتی برای شوهر ها :
یه دنباله لباس پشت سرتان به جا نگذارید
تو هنسل نیستی که با یه دنباله لباس ُبرای گرتل تا خونه رد پا
بذاری!وسایلتو جمع کن
سلام مهربونای دنیا
اولین مشاوره ی خودمون را با سؤال یه دوست شروع میکنیم یه دوست که اتفاقاً میخواد زندگی جدیدی رو شروع کنه ،باهاش صحبت نکردم زیاد هم باشخصیتش آ شنایی ندارم فقط اینو میدونم که یه جوونه مثل بقیه رنگین کمونی گاهی سبز گاهی آبی گاهی اوقات هم بنفش و گرفته مهم اینه که میخواد راحت نفس بکشه بدون تشویش و دلتنگی ، چیزی براش سؤال شده که شاید از نظر خیلی ها اصلاً مهم نباشه واین نشون میده که چقدر به عاشقونه زندگی کردن بها میده ومطمئن باشه که بهایی که برای صداقت و عشق میپردازه جاودان وزیباست
مشاور خودمونی :
قصد ازدواج دارم وبا دختر خانمی آشنا شده ام که مورد تأیید خانواده ام میباشد ودر بسیاری از مسائل به توافق رسیده ایم با توجه به اینکه میزان تحصیلات هر دوی ما دیپلم است دختر مورد علاقه ام بعد از ازدواج قصد ادامه تحصیل را دارد سؤال من این است در صورت ادامه تحصیل و بالا تر رفتن مدرک تحصیلی ایشان آیا مشکلی در زندگی ما پیش نمی آ ید؟
دوست عزیز به مسئله مهمی اشاره کردی ،چند پیشنهاد دارم
1 –اول تکلیفت را با خودت روشن کن ببین از نظر خودت چه صورتی دارد آیا فکر میکنی اگر مدرک اوبالاتر باشه برات افت دارد ،یا ممکن است پیشش کم بیاری و اون خودش را بالاتر از تو احساس کنه
یا میترسی بعد از تموم شدن درسش دیگه تورو قبول نداشته باشد ویا بدتر اینکه سطح سلیقه و توقعش بالاتر میره واصلا دیگه از تو خوشش نیاد
2- فکر کن ببین با درس خوندن اون میترسی اونو از دست بدی یا شخصیت خودت را
3-خودت را به جای اون بذار مطمئن باش هر حسی که خودت نسبت به این مسئله داشته باشی این حس را به اون انتقال میدی
4-بدون اینکه مستقیم به این مسئله اشاره کنی باهاش صحبت کن ببین هدفش از درس خوندن چیه ؟چون بعضی ها مدرک تحصیلی را ابزار دفاعی و بعضاًوسیله فخر فروشی به همسر وخانوادش میدونند
اگر هدفش فقط یاد گرفتن است خوب است
5- سعی کن تا قبل از تصمیم گیری برای ازدواج نسبت به این مسئله حساسش نکنی ،مثلاً هرگز مستقیماً از او نپرس حلا اگه دانشگاه نری چی میشه ؟چون تو هنوز اونو کامل نمیشناسی وممکنه با این پزسش اونو به یه جنگ نابرابر دعوت کنی
6- از او بپرس من با درس خوندن شما مشکلی ندارم ولی اگر به هر دلیلی بعد از ازدواج مثلاًشرایط کازی من تو یه شهر دور افتاده مجبور باشی دیگه درس نخونی چه میکنی ؟ جواب این پرسش به شرطی که این حس را به او نده که با درس خوندنش مخالفی کمک زیادی بهت میکنه
7-قبل از تصمیم گیری باهاش معاشرت کن ببین آیامعمولاًدوست داره دونسته هاش را به رخ دیگران بکشه یا آیا به این معتقد هست که معمولاًمرد ها به دلیل تعاملات اجتماعی اطلاعات عمومی بالایی دارند
7-ببین نظرش راجع به حرف اول در خانه چیست ؟ من معتقد هستم اگر خانمها ضمن قبول داشتن ارزشهای ذاتی افراد کمی واقع بین باشند وقبول کنند که ما ایرانی هستیم با فرهنگی غنی از آداب مرد سالاری ،مرد سالاری نه با مفهوم عامیانه (زورگویی ،حس تملک ،وقائل نبودن حق و حقوق برای زنان )بلکه با مفهوم
عشق به خانواده واصول آن،پشتوانه عاطفی ومالی و… در همه ی شرایط و…
ما این فرهنگ رانمیتوانیم از ذات یک ملت پاک کنیم پس بهتر اینکه به عنوان یک زن ایرانی قبول کنیم زن ،زن است و مرد ،مرد واگر هر کدام به برترین ویژگیها هم که رسیدند جایگاهشان مشخص است.مرد ایرانی نیاز به محبت،تحسین واطاعت دارد
دختران جوان برای اینکه در زندگی به آنچه شایسته آن هستید برسید و در قلب شوهرتان
حکمرانی کنید از او اطاعت کنید تا کلید قلبش را به دست آورید وبه خواسته هایتان برسید
آن وقت متوجه می شوید کلید زمان و مکان در دستان شماست وحاکم واقعی شما هستید
حاکم عادلی باشید
دوست عزیز این واقعیت را در نظر داشته باش که آدمها گاهی اوقات در شرایطی قرار میگیرند که اصول انسانی را فراموش می کنند پس سعی کن قبل از هر چیز کسی را انتخاب کنی که انسانیتش را باور داشته باشی خوشبین باش وفکر کن اگر همسرت در خانه تو بالنده شد لطف و عشق تو بیشتر از علم اوست وبدان که او حتماًقدر فداکاری تو را میداند
از صمیم قلب آرزومند خوشبختی شما هستم
عشق در هوا جریان دارد کافی است امشب نفسهایت را کمی عمیق تر بکشی
سلام ،
خوبید ،چه خبر ؟ کوچولوتون چطوره؟
نگید کوچولو ندارید که باور نمیکنم ،اگه خودتون هم باور نمی کنید برید فیلم آتش بس را ببینید
فکر نکنید از اون آدمهایی هستم که تحت تا ثیر فیلم و حرف و..... این چیزا قرار میگیرم (هر چند گاهی
اوقات تاثیر گرفتن اونم از نوع مثبت لازم است ) فیلم جالبی بود
واقعاً تا حالا فکر کردید تو بچگی چقدر بچگی کردید؟یاتو بزرگسالی چقدر بچگی میکنید ؟
نمیدونم چرا نمی تونم راحت بنویسم این فیلم منو خیلی تو فکر برده ،چرا ما آدما اینقدر با خود واقعیمون
فاصله داریم، برای بیان اون چیزی که میخواهیم و حقمونه چرا صدای دلمونو نمیشنویم چرا نمیخواییم این
کودک معصوم درونمون به خواسته هاش برسه ؟ چرا میذاریم یه بچه ی عقده ای با هزار حرف نگفته بار بییاد
راستی واقعیت چیه ؟واقعاً من که مادر این کودک معصوم هستم مقصرم ؟یا پدرش ؟
آیا خواسته های درونی من متعلق به دوران یکی شدن با کودکی دیگریست یا متعلق به زمانی است که خود
جسمانی من نیز کودک ونوجوان وجوان بود چه کسی نگذاشت کودکی درون من با من هم سن و سال باشد
چگونه می توانم کودک دل شکسته و رنجور درونم را شاد کنم؟ لبخند را برایش از کجا معنا کنم؟ چطور به
او بفهمانم که صدا کردن نامت اصلاً مهم نیست، مهم عشقی است که سعی میکند با تو دوستی کند وتو را
باور کند، ولی چکنم که نمیفهمد نام اصل نیست نگاه مهربان و بی آلایش کودک همسایه زیبا تر است،
اصلاًمهم نیست که کودک همسایه تو را به نام صدا نمیزند مهم این است که از نگاهش مهربانی را میفهمی
کودک درونتان کامیاب باد
اگر روباه را برای دزدیدن مرغ ببخشی ،گوسفندت را هم خواهد برد
ضرب المثل گرجستانی
اول ببینیم اون یه کار چی بوده ؟
بقیه ضرب المثل ها رو در ادامه ی مطلب بخوانید
در گذر گاه زمان ،خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق هامی میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خا طره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست نا خورده به جا می ماند
اخوان ثالث
صبر گلی است که در باغ هر کسی نمیروید
آمده اندسنجاق کنیم و بالابفرستیم تا دستمان را بگیرد همویی که کودکمان برخواستن را با نام او
زمزمه کرد و بلند شد.
اما اشکالی نداره چون قراره رنگین کمونی باشیم خونسردیمو حفظ میکنم و دوباره شروع می کنم![]()
تجربه
نوشتم تجربه حتماْالان فکر میکنید یه پیر زن دههءشصت یا هفتاد هستم با یه بقچه تجربه های سیاه و
سفید که دائماْمی خوام بگم : آره ننه جون .........................اما خداییش حاج خانم دههءهفتاد را چه
کار به وبلاگ اونم از نوع رنگین کمونی البته ُخدا را چه دیدی شاید هم کار داشت (همون جریان دود و
کنده و......)به هر حال ما جوونیم (این که گفتم ما به قول تهران قدیم منظورم اهل و عیال بود )
ویه کوچولو تجربه داریم به اندازهء یه زندگی سخت ولی شیرین ودلچسب و عاشقانه واز همه مهم تر
عاقلانهءده ساله (اعتماد به نفس را میبینید یاد بگیرید)ویه پسر ناز و با ادب و تپل و درس خوان هشت
ساله(همون جریان مورچه و دست و پای بلوری )
به هر حال مهم اینه که میخوایم یه چیزی یاد بگیریم از کوچیکا و بزرگا تجربه های تلخشون را بدیم
خودشون نگه دارن وتجربه های شیرین را(حسابش را برسیم)
بیایید روزی یه جمله طلایی از اونهایی که میدونند موفقند یاد بگیریم حداقلش اینه که خودمون را بهتر
میشناسیم و آخر سال یه کتاب طلایی از جمله های طلایی داریم
جمله امروز :
سیاست در مقابل صداقت جنایت است و صداقت در مقابل سیاست حماقت است
این جمله از دوستم چنگ مریم بود چون دوستش دارم
به همهء شما که باور دارید زیباییهای دنیا مال ماست
وبه همهءشما که باورتون یه کم کدر شده ولی میخواهید که صیقلی بشه
باور کنید میشه چون ما خدایی داریم که خالق همه رنگهای زیباست
رنگ دلتنگی ُ رنگ شادی ُرنگ عشق ورنگ ...........
اگه دنبال رنگی تو زندگیتون میگردید که هیچ جا پیداش نکردید ُ
اگه دنبال اعتماد به نفس وعشق به خودتونید
اگه دنبال حرفی برای گفتن وگوشی برای شنیدن میگردیدُ
اگه دوست دارید یه مامان یا بابای بی نظیر باشید
اگه میخواهید یه همسر ایده ال باشید
ویا اگه اصلاْ نمیدونید دنبال چی و کجا بگردید
اگه اصلاْنمیدونید کجای دنیایید وبرای چی اونجایید
با من همراه شید تا خودمون را پیدا کنیم
مطمئن باشید می تونیم چون ما خدای خالق رنگین کمون را داریم