دنیای عزیز
پسرم از امروز به مدرسه میرود .این موضوع تا مدتی برایش
عجیب و تازه خواهد بود
آرزو دارم با او به ملایمت رفتار کنی .
میدانی ؟
او تا به حال همه کاره خانه و رییس حیا ط خلوت بوده است ومن
همیشه برای التیام بخشیدن به
آلام و برای آرام کردنش ،دم دستش بوده ام ،ولی حالا همه چیز
فرق خواهد کرد .
صبح امروز ،از پله های خانه که پایین می رفت ،دستش را برایم
تکان داد و ماجرای تازه زندگی اش
راکه شاید با سختی همراه باشد آغاز کرد .او برای زیستن در
دنیایی که قرار است در آن زندگی کند ،
به عشق ،ایمان وشجاعت نیاز خواهد داشت .
پس ای دنیا !
دست کوچکی را بگیر وآنچه را که ضروری است ،به او بیاموز .ای
دنیا !به او همه چیز بیاموز ،
ولی لطف کن و این کار را با مهربانی و ملایمت انجام بده .به او
بیاموز که به ازای هر آدم دون
یک قهرمان وجود دارد و به ازای انسان خشمگین ،یک معلم
مهربان و متعهد وبه ازای هر دشمنی
یک دوست به او شگفتی و عجایب کتابها را بیاموز .
به او بیاموز هر شکست یک پیروزی در پی دارد .به او بیاموز که
به خود و اندیشه خود ایمان داشته
باشد، حتی اگر همه بگویند که اشتباه می کند .به او بگو که
نیروی بدنی و هوش خود را به گران ترین
قیمت بفروشد ،ولی هرگز برای قلب و روح خود قیمتی نگذارد
ای دنیا !
به او همه چیز را با مهربانی بیاموز ،ولی لوسش نکن .بگذار
بداند که فولاد فقط با آتش آبدیده می شود
ای دنیا !
می دانم توقعم از تو زیاد است ،ولی ببین چکار می توانی با او
بکنی .او کوچولوی بسیار خوبی است !
+ نوشته شده توسط شهره در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت
2:42 |