تبليغاتX
یه چهار دیواری رنگین کمونی
چرا در کتابهای دبستان دیگر آن داستانهای قشنگ وجود ندارد؟  آیا کتابهای جدید دستاورد دنیای جدید است وآیا تحول در عشق و گذشت و درستی و......هم رخ می دهد به راستی این گونه است ؟
 
ما براین واقفیم که دنیای کودکان ما با دنیای کودکی ما بسیار تفاوت دارد و نیاز های آنها هرگز همان نیاز های گذشته ی ما نیست بازی آنها playstation3 است و بازی ما یه قل دقل و خاله بازی و تیله بازی بود و نهایتاْبازی با آتاری های سالهای ۶۰ تا ۶۵ شمسی فیلمهای مورد علاقه ی ما کی قابل مقایسه با بت من وسوپر من و لاک پشت های نینجاست اما آیا همه ی اینها می تواند دلیل منطقی بر این همه تغییرات باشد نمی دانم شاید هم تغییرات  شیوه های زندگی ضرورت اجتناب ناپذیر تحول تکنولوژی است دلیل من برای نوشتن این مطالب در خواست امشب پسرم بود که گفت : مامان تیله بازی و الک دولک رو بلدی بهم یاد بدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله نداردشاید  چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.


به یاد داستانهای حسنک کجایی ؟ - تصمیم کبری - پتروس فداکار -

 ریزعلی خواجوی - کوکب خانم و  چوپان دروغگو که چند سالی است جای آنها در کتابها

خالی است و هر کدام از ما از آنها خاطرات زیادی داریم .

+ نوشته شده توسط شهره در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:25 |

از دیر باز مسئولان در کشور های اروپایی و آمریکایی براین عقیده بودند که آموزش مسائل جنسی در سنین پایین می تواند افراد جامعه را در سنین بالاتر از بحران خارج کند .از این رو تصمیم گرفتند که از دوران ابتدایی و راهنمایی نوجوانان را با این گونه مسائل آشنا کنند در کشورهایی از جمله سوئد ،نروژ ، دانمارک و انگلیس کتاب های آموزشی جنسی جزءموارد امتحانی نوجوانان 12،13 ساله شد به این امید که آنها از بحران های جنسی فاصله بگیرند اما مسئولین پس از سالها متوجه شدند که اشتباهاتی بزرگ را مرتکب شدند .

پس از گذشت دو دهه و در دهه ی سوم مشخص شد نسل امروزی همان نوجوانان دیروزی هیچ علاقه ای به ازدواج ندارند و آمار طلاق به طرز چشمگیری افزایش داشته و آمار ازدواج رسمی به طرز وحشتناکی کاهش یافته و از طرفی ازدواج دیگر معنایی ندارد .امروزه بسیاری از زنان و مردان غربی در کنار یکدیگر زندگی می کنند و حتی چند فرزند هم دارند اما به طور قانونی ازدواج نکرده اند به جز این موارد به تازگی اخباری اروپا را تکان داده است .

چندی پیش بود که روزنامه ی « دیلی میل » چاپ انگلیس خبراز بارداری دختران زیر 14 سال در مدارس انگلیس داد!!!!!!!!!

یک دختر باردار چهارده ساله می گوید: امروزه باردار شدن در میان دختران  مدرسه های انگلیس بچه دار شدن به یک مد تبدیل شده است .او می گوید زمانی که همکلاسی های من متوجه شدند من باردار شده ام آرزو می کنند کاش بچه دار میشدند از این رو سه نفر از آنها تصمیم گرفتند بچه دار شوند و شدند .

« کومن نیل » پدر 43 ساله ی کیزی نیل دختر 14 ساله اش  که تا ماه می پدر بزرگ می شود اما نمی داند پدر نوه اش کیست می گوید : به نظر شما این وحشتناک نیست که دختری به سن و سال دختر من باردار باشد تنها دخترم و من ومادرش مقصر نیستیم بلکه مسئولان آموزشی مقصرند این یک مشکل اجتماعی است

دکتر راجرز می گوید : زمانی که داستان باردار شدن دختری 14 ساله از پسری 13 ساله که همکلاسی اوست را متوجه می شویم دیگر نباید نام داستان روی آن گذاشت.

 باید بگوییم یک تراژدی غمناک در حال وقوع است ...........................

 

                    (برگرفته از www.ksabz.net  )

 

نظر شما چیه ؟ آیا آموزش مسائل جنسی به فراخور جامعه ی ما به صلاح است یا نه ؟

اگر این آموزش در جامعه ی ما باب بشه ما هم به بیراهه  میرویم یا راهگشای فرزندانمان خواهیم بود ؟

من از آموزش مسائل جنسی تجربه هایی دارم که فکر می کنم خوندن و شنیدنش خالی از فایده نباشه شما هم فکر کنید و نظرتون رو بگید من هم در فرصت بعدی بیشتر از تجربه هام میگم

                                     فعلاً خداحافظ شما باشه

+ نوشته شده توسط شهره در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:35 |